بدون عنوان
سلام پسر نازم
چندتا کلمه دیگه یاد گرفتی
مامان: بع بعی می گه :
راستین: بَ ب َ
مامان : پیشی می گه:
راستین : مــــــــــــــــــــِ ( صداتو آروم می کنی و می گی)
مامان : اسم دوستت چیه؟
راستین: نانا ( یعنی کیانا)
باخ ( یعنی باغ)
اوش؟ ( یعنی کجاست؟)
دیگه هم کسی نمی تونه با تلفنش حرف بزنه چون شما می خواهی صحبت کنی
طفلکی دایی احمد دیشب می خواست با مامان فاطمه یه دقیقه صحبت کنه مگه گذاشتی ...
این هته واسه چکاپ بردیمت دکتر
وزن: 500/12
قد : 74
دکتر می گفت همه چیت خوبه خدا رو شکر اخر این هفته باید واکسن 18 ماهگیتو بزنیم خیلی دلم شور می زنه آخه یکم سرما خوردی خدا کنه تا آخر هفته خوبه خوب بشی
عزیزم به معنی ولقعی شیرین شدی
الان چند وقتی هم هست که هر موقع می خواهیم از خونه مامانی بیایم خونه خودمون شروع می کنی به گریه و جیغ که می خواهی اونجا بمونی
چند شب پیش خاله ناهید بهت گفت خودتو بزن به خواب که مامان نبرتت همونطور که تو تاب نشسته بودی سرتو به عقب تکیه دادی و چشمات و بستی که مثلاً خوابی ( اما زیر چشمی داشتی منو نگاه می کردی که ببینی چه کار می کنم) الهی فدات شم که اینقدر باهوشی مامان عــــــــــاشقتم


بدون عنوان
